سه ساعت پیش اومده چون شوهرش ماموریته میترسه تنهایی تو خونه.... قرار شد امشب بمونه خونه ی ما صبح بره، منم قبول کردم چون زن خوبیه... ما اتاق مهمون نداریم قرار شد شوهرم بره پذیرایی خودش بیاد اتاق خواب پیش من، تا اینجا همه چیز خوب بود تا اینکه رفتم آشپزخونه برگشتم دیدم داره توی کشوی اتاقمو میگرده منم راستش خجالت کشیدم هم بدم اومد ولی به روی خودم نیوردم.... آخه لباس راحتی با خودش آورده بود دلیلی نداشت وسایل خصوصیمو ببینه، شاید داخل بهم ریخته باشه