حالم از خودم بهم میخوره هر کی میخواسته بمیره من خوابشو دیدم حتی مراسمشو اتفاقایی که قراره بیوفته توی خواب میبینم قشنگ مو به مو
همیشه قبل خواب یا میگم بسم الله یا صلوات میفرستم،ی خوابی دیدم که برا دشمن خودمم نمیخوام این خوابو💔
من به یکی از خانواده زیاد شک داشتم خیلی خیلی زیاد که برام دعا و طلسم گرفته تا حدودی مطمئن شده بودم
تا اینکه خواب دیدم تمام واقعیتا رو مو به مو همین نیم ساعت پیش بیدار شدم یجوری دویدم سمت مامانم شروع کردم گریه کردن تا الان دارم گریه میکنم،دختر بدی نیستم اصلا ولی زندگیمون هر کاری میکنیم خوب نمیشه،انکار ی چیزی جلوشو گرفته😭من هیچ وقت به خاطر خواب گریه نکردم حتی وقتی خواب مرگ عزیز ترینم ک ۲ ماه بعد فوت شد
توی خواب هر نفری ک اونجا بود یه هشدار و واقعیت بهم گفت و میدونم واقعا راسته و همش درسته😭
و آخرین چیز توی خواب این بود که باید حتما اون لحظه دعانویس پیدا کنم و برم پیشش نمیدونم چکار کنم
وااااای اشکام بند نمیاد،وقتی خوابم واقعیه دست خودم نیست زار میزنم