محیط کارم مثلا ۴۵تا پسره همه همسن یا یکم بزرگتر ،۵ـ۶تا دخنر
سر همین همشون خیلی ب من توجه میکنن قربون صدقه من میرن و هوای منو دارن و چند نفرشون رو متوجه شدم دوست دارن مثلا دوست پسر من باشن
مثلا یکیشون میره برای من اب میاره یکی ظرفامو جمع میکنه یکی آبمیوه میخره یکی بستنی میخره فقط برای من یا همش با ذوق میان دست بدن بعد من دست نمیدم امروز ب خاطر من میخواستن ی پسره رو اخراج کنن
بعضی دخترا راحتن با پسرا حتی شوخی جنسی میکنن آنا من نه
محیط کارمونم رفت و آمد خیلی زیاد هست و خیلی شلوغ هست و اینجوری نیست که پشت میز باشیم
اما من رو هیچکدوم فاز ندارم چون اونی که من میخوام نیستن
نمیدونم خوشحال باشم از این شرایط یا ناراحت من آدم اپنی نیستم الآنم مجبورم اینجام.
قبلاً که خوشگل نبودم یادم میوفته اصلا اینجوری هیچوقت توجه نمی گرفتم و همه توجه ها سمت بقیه بود الان حس اونا رو درک میکنم
شما جای من بودید چکار. میکردید