من 10ساله ازدواج کردم. یه خانوم چادری ولی نه به اون صورت سفت و سخت و مذهبی خشک، نیستم. یعنی یجاهایی که لازم بوده بدون چادر بودم. مثلا عروسی خاصی. و یا سفر...
همسرم از روز اول هیچ چیزی راجب اینکه چادر نزنم یا بزنم نداشتن. سنتی هم ازدواج کردیم. ایشون به مادرشون گفته بودن یه خانم زیبا و محجوب میخاد. ولی اینکه قطعی چادری باشه، نه، تو نظرش نبوده.
و خب هیچ مخالفتی هم تو این سالا برای چادر پوشیدنم نداشتن.
از پارسال، شروع شد این بحث، اول بهم میگفت پوششت خوبه. میتونی فلان جا هم نزنی چادر رو. کم کم ایراد گرفت. گفت اصلا بهت نمیاد. نزن. بهم برمیخورد. ولی خب ته دلمم دوس نداشتم تو تنم زشت باشه و اینجوری بگه. بااینکه نوع چادر من دانشجویی طرحدارو زیبایی هم هس.و خب دوسش دارم و باهاش راحترم. حالا جدیدن این مخالفت شدیدتر شده. همش بهم میگه نزن. و بالحن تند و بد هم میگه. و میگه زن فلانی ببین چقد راحتره بدون چادر، یا خواهر خودمو مثال میزنه که پوشش مناسب و شیک داره ولی بدون چادره ـ
خیلی دلم میگیره. بیشتر از حرف شوهرم، از همجنس های خودم دلم میگیره. که همه با پوشش بد و باز بیان بیرون و من مقایسه بشم که همسرم چادر زدن منو زشت ببینه 😔🥲
الان ماه هاست من روی تصمیمم پافشاری کردم و بهش بله قربان نگفتم که بخام چادر رو بزارم کنار همیشه.
اما ته دلم میخاس، همسرم برعکس، گیر میداد روی چادر زدنم. مثل برادرش که به خانمش اجازه چادر دراوردن و نمیده. شاید بخندین و بهم بگین چه مسخره.
ولی من حقیقتش دارم احساس بد از همسرم میگیرم، و نمیدونم راه درست کدومه و چیکار کنم.