2777
2789

شوهرم خیلی تهمت میزنه و قضاوت میکنه و دل میشکنه، چند وقت پیش هی ب خودم گفتم بخاطر بچه هام ببخشم، ظاهری بهتر شدم ولی تو دلم مونده بود این ۱۴ سال، تهشم تو دلم ب خدا می.فتم نمیتونم...

امروز سر همسایه دوباره تهمت زد، خیلی بخدا شکایتش کردم..

خیلیم خوشحالم که نبخشیدمش پیش خدا

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

شوهر منم یک اخلاق بدی داره ما همشهری نیستیم. تو خیابان پلاک ماشین شهر منو میبینه شروع می‌کنه بهش فوش ...

من بخدا گفتم که نمیگذرم ازش

فقط منتظر عدالت خدام

الان ی دیازپام ۱۰ خوردم چون داشتم سکته میکردم

خودشم خوابه

فقط خوشحالم بچه هام نبودن که غصه بخورن

منم بچه سوم میخواستم دیروز یک اتفاقی افتاد فهمیدم شوهرم تغییری نکرده خدا رو شکر کردم که نشذ


آدم بد ۱۰۰ بار دیگه ام به دنیا بیاد و بره و خوبی بهش کنی ، بازم همون عنی هست که بوده

چطوری یعنی بهت تهمت میزنه مثلا با همسایه ای ؟

بعد چطوری بازم کنارش میمونید و اصلا چطوری بعدش رابطه دارید با هم

"هر کسی را ملاقات می‌کنی درگیر نبردی است که تو هیچ چیز درباره آن نمی‌دانی. همیشه مهربان باش." بعد از دیدن خیلی دعوا و پرخاش‌ها در سایت، عمیقا به این نتیجه رسیدم که خیلی‌ها در این دسته جا می‌گیرند 😊

شوهر روانی من که انگار زندان بان منه ازش متنفرم هرجا بحوام برم نمیزاره تو خونه زندانیم حالم از این زندگی بهم میخره از صبی از بس گریه کردم چشام سو نداره کاشک میمردم راحت میشدم از دستش😭

❤️‍🩹 I`m ok                                                         
بمیرم برات🥺

خداونکنه

چه تهمت هایی که ازش نشنیدم

مادرش بهم گفت جاده خیابونی تو نامزدی

بهم گفتم کثافت شکم گنده ، گفتن با پول پسر ما میری کبابی شکمت در اومده، حالا من بعد دوتا زایمان مانکنم..

بهم گفتم پسرمون با ما دعوا کنه تقصیر توجه.. 

گفتناول آخر خیابونی هستی..

همسرم بهم میگه گوست خونه چرا کم شده کجا رفته!

پول خونه چرا کمه@!

میگه کابینت ساز اومد معلوم نیست چی بهش بنشون دادی که ول نمی‌کرد.. 

میکرد نمیدونم چرا گوشی تو اشتباهی زنگ میخوره..

میگه از قصد میری جلو در که همسایه پشت چشمی ببینه. حالا خودش همیشه لا زیر باز و شلوارک جلو دره..

باردار بودم با دختر داییش دست داد بهش گفتم ناراحت شدم ازت ، اگر بدونی چ کولی بازی درآورد تو خیابون@

کاری که من براش کردما ، مادر برای بچه اش نمیکنه از طلا دادن زمین مجردین دادن طلا مجردی دادن ، حرف شنیدن از خانوادش و چیزی بهش نگفتن..

فقط واگذار این روزای امام رضایی کردمش 

فقط خدا جواب دلم کنده شدمو بده...

تازه کلی منتو کشیدم چون بچه هان نابود میشن تو بحث و دعوا، میخواستم بچه هام که ساعت ۲ از مدرسه میان بحثی تو خونه نباشه و فضا آروم و شاد باشه،،،

یعنی خدا جواب این از خود گذشتگیامو بهم میده!@

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز