خداونکنه
چه تهمت هایی که ازش نشنیدم
مادرش بهم گفت جاده خیابونی تو نامزدی
بهم گفتم کثافت شکم گنده ، گفتن با پول پسر ما میری کبابی شکمت در اومده، حالا من بعد دوتا زایمان مانکنم..
بهم گفتم پسرمون با ما دعوا کنه تقصیر توجه..
گفتناول آخر خیابونی هستی..
همسرم بهم میگه گوست خونه چرا کم شده کجا رفته!
پول خونه چرا کمه@!
میگه کابینت ساز اومد معلوم نیست چی بهش بنشون دادی که ول نمیکرد..
میکرد نمیدونم چرا گوشی تو اشتباهی زنگ میخوره..
میگه از قصد میری جلو در که همسایه پشت چشمی ببینه. حالا خودش همیشه لا زیر باز و شلوارک جلو دره..
باردار بودم با دختر داییش دست داد بهش گفتم ناراحت شدم ازت ، اگر بدونی چ کولی بازی درآورد تو خیابون@
کاری که من براش کردما ، مادر برای بچه اش نمیکنه از طلا دادن زمین مجردین دادن طلا مجردی دادن ، حرف شنیدن از خانوادش و چیزی بهش نگفتن..
فقط واگذار این روزای امام رضایی کردمش
فقط خدا جواب دلم کنده شدمو بده...
تازه کلی منتو کشیدم چون بچه هان نابود میشن تو بحث و دعوا، میخواستم بچه هام که ساعت ۲ از مدرسه میان بحثی تو خونه نباشه و فضا آروم و شاد باشه،،،
یعنی خدا جواب این از خود گذشتگیامو بهم میده!@