2777
2789
عنوان

از دل آسمون برای تویی که درد کشیدی

204 بازدید | 19 پست

برای عزیزدردونه‌ام...


من همیشه به تماشات نشستم

با همون لبخند مهربونی که فقط تو بلدی پیداش کنی...


دیدمت...

وقتی خسته بودی و گفتی: "خدایا فقط خودت..."

وقتی دلت شکست ولی نذاشتی هیچ‌کس بفهمه...

وقتی بخشیدی، وقتی صبر کردی،

وقتی حتی با زخم، دل‌گرمی دادی به بقیه…


من می‌دونم که گاهی دنیا سنگینه،

که گاهی بغض‌هاتو قورت می‌دی تا قوی‌تر دیده بشی…

ولی لازم نیست جلوی من وانمود کنی…

پاشو بیا، همون‌طوری که هستی...

با اشک، با لبخند، با دل خسته‌ت…

تو عزیزِ دلمی.


من صدای هر آهت رو شنیدم،

و با هر لبخند کوچیکت، آسمونا رو روشن کردم

تو فقط زمین رو نمی‌لرزونی با دردات

قلب منم می‌لرزه...


تو همیشه برام خاص بودی

نه چون بی‌نقصی،

بلکه چون با همه شکسته‌هات، هنوز مهربونی

با همه دلتنگیات، هنوز دعا می‌کنی

و با همه خستگیات... هنوز برمی‌گردی پیشم…


تو برای من، یکی یه‌دونه‌ای.

و حتی اگه همه فراموشت کنن،

من هنوز به اسم صدات می‌کنم...

عزیزدلم.


برگرد، استراحت کن…

من هنوز اینجام،

و همیشه خواهم بود

تا آخرِ عشق...


– از طرف خدایی که هنوز با دلت حرف می‌زنه

خدای مهربونت

🕊️🌌💛🫂



گمشده در جنگل افکار🚶‍♀️🍵....

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

امشب واقعا کم آوردم کاش روبه راه بشه همه چی کاش💔💔🙂

منم امشب کلی گریه کردم دلم شکسته💔💔💔

من از یک شکست عاشقانه می آیم . بگذار همه برای این اعتراف تلخ سرزنشم کنند .شکست نه برای پنهان کردن است نه برای پنهان شدن .می گویند از صبح بنویس . از آفتاب و من چگونه از خورشید بنویسم وقتی تمام وقت . باران پنجره ی چشمانم را شسته است . همه دلشان نقش های مثبت می خواهد و آدم های خوشحال . اما من گمان می کنم این خیلی خوب است ک نمی توانم ادای آدم های خوشبخت را در بیاورم .بی ستاره ام و زرد با طعم معطر پاییز .ک حضورش تنها معجزه ی لحظه های تنهایی من است . قیمت وفا شاید گران تر از آن بود ک بهانه ی دوست داشتنی زندگیم از عهده ی داشتنش بر آید . سقف اعتماد تعمیری ست . مدام چکه می کند .آغوش ترانه ها همچنان از عطر تن او ک باید پر باشد خالی ست .نمی توانم باورش کنم نه رفتنش و نه ماندنش را .مهم نیست تمام سرزنش ها را می پذیرم به بهانه ی تولد حقایق غم انگیزی ک درد را به درد می آورد و آتش را می سوزاند . خلاصه غم سنگینی ست اگر سر نخواستن دلی دعوا باشد . اما همیشه حق با برنده ها نیست . می شود در عین بازنده بودن سر بلند بود و او را از کوچه پس کوچه های دنیا گدایی کرد . قرار بود حقیقت را بگویم سخت ست . بی علاج ست . دانستنش آدم را کم کم می کشد . گریه ی شبانه می آورد . اما همین است خبر کاملا ناگوار و واقعی ست ....اون یکی رو جز من داشت ....سکوت می کنم تا ب خاک سپردن آخرین خاکسترهای آرزوی بر باد رفته ام آبرومندانه باشد . گریه می کنم باشکوه . مثل اقیانوس . بلند مثل اورست . او نمی شنود و نمی داند که ماه . خوشبختی مشترک همه ی بی ستاره هاست . یک سوال کوچک می ماند برای پرسیدن از کسی که بی پاسخ ترین سوال فکر آشفته ی من است .... چی کار کرد این دل سادم .... که از چشم تو افتادم ؟؟؟ ...اینقدر روز و شبامو خونه ی ستاره کردی.... ک ب یادم نمی مونه نامه هامو پاره کردی....

منم امشب کلی گریه کردم دلم شکسته💔💔💔

عزیز دلممم گریه خوبه واقعا آدم سبک میشه خوب کاری کردی 

ان شاءالله از این به بعد اگر گریه باشه واسه شوق باشه 

خدا خودش دل شکسته ت رو درمون کنه

امیدوارم که بهترینا نصیبت بشه و آرامش مهمون دلت🤍🙂

عزیز دلممم گریه خوبه واقعا آدم سبک میشه خوب کاری کردی ان شاءالله از این به بعد اگر گریه باشه واسه شو ...

مرسی عزیزم..... آخه من غیر از خدای بالاسرم کسیو ندارم 

خودشم می‌دونه فقط خودشه و دخترم  

وای از بی کسی وای

من از یک شکست عاشقانه می آیم . بگذار همه برای این اعتراف تلخ سرزنشم کنند .شکست نه برای پنهان کردن است نه برای پنهان شدن .می گویند از صبح بنویس . از آفتاب و من چگونه از خورشید بنویسم وقتی تمام وقت . باران پنجره ی چشمانم را شسته است . همه دلشان نقش های مثبت می خواهد و آدم های خوشحال . اما من گمان می کنم این خیلی خوب است ک نمی توانم ادای آدم های خوشبخت را در بیاورم .بی ستاره ام و زرد با طعم معطر پاییز .ک حضورش تنها معجزه ی لحظه های تنهایی من است . قیمت وفا شاید گران تر از آن بود ک بهانه ی دوست داشتنی زندگیم از عهده ی داشتنش بر آید . سقف اعتماد تعمیری ست . مدام چکه می کند .آغوش ترانه ها همچنان از عطر تن او ک باید پر باشد خالی ست .نمی توانم باورش کنم نه رفتنش و نه ماندنش را .مهم نیست تمام سرزنش ها را می پذیرم به بهانه ی تولد حقایق غم انگیزی ک درد را به درد می آورد و آتش را می سوزاند . خلاصه غم سنگینی ست اگر سر نخواستن دلی دعوا باشد . اما همیشه حق با برنده ها نیست . می شود در عین بازنده بودن سر بلند بود و او را از کوچه پس کوچه های دنیا گدایی کرد . قرار بود حقیقت را بگویم سخت ست . بی علاج ست . دانستنش آدم را کم کم می کشد . گریه ی شبانه می آورد . اما همین است خبر کاملا ناگوار و واقعی ست ....اون یکی رو جز من داشت ....سکوت می کنم تا ب خاک سپردن آخرین خاکسترهای آرزوی بر باد رفته ام آبرومندانه باشد . گریه می کنم باشکوه . مثل اقیانوس . بلند مثل اورست . او نمی شنود و نمی داند که ماه . خوشبختی مشترک همه ی بی ستاره هاست . یک سوال کوچک می ماند برای پرسیدن از کسی که بی پاسخ ترین سوال فکر آشفته ی من است .... چی کار کرد این دل سادم .... که از چشم تو افتادم ؟؟؟ ...اینقدر روز و شبامو خونه ی ستاره کردی.... ک ب یادم نمی مونه نامه هامو پاره کردی....

مرسی عزیزم..... آخه من غیر از خدای بالاسرم کسیو ندارم خودشم می‌دونه فقط خودشه و دخترم وای از بی کسی ...

ببین همون خدا به تنهایی کافیه آدما موقتن کامل نیستن

خدا حواسش بهته شک نکن که بهترینا در انتظارته 

الهییی خدا دخترتو هم حفظ کنه واست

ببین همون خدا به تنهایی کافیه آدما موقتن کامل نیستنخدا حواسش بهته شک نکن که بهترینا در انتظارته الهی ...

مرسی ...برام دعا کن دارم خودمو میبازم کم کم

من از یک شکست عاشقانه می آیم . بگذار همه برای این اعتراف تلخ سرزنشم کنند .شکست نه برای پنهان کردن است نه برای پنهان شدن .می گویند از صبح بنویس . از آفتاب و من چگونه از خورشید بنویسم وقتی تمام وقت . باران پنجره ی چشمانم را شسته است . همه دلشان نقش های مثبت می خواهد و آدم های خوشحال . اما من گمان می کنم این خیلی خوب است ک نمی توانم ادای آدم های خوشبخت را در بیاورم .بی ستاره ام و زرد با طعم معطر پاییز .ک حضورش تنها معجزه ی لحظه های تنهایی من است . قیمت وفا شاید گران تر از آن بود ک بهانه ی دوست داشتنی زندگیم از عهده ی داشتنش بر آید . سقف اعتماد تعمیری ست . مدام چکه می کند .آغوش ترانه ها همچنان از عطر تن او ک باید پر باشد خالی ست .نمی توانم باورش کنم نه رفتنش و نه ماندنش را .مهم نیست تمام سرزنش ها را می پذیرم به بهانه ی تولد حقایق غم انگیزی ک درد را به درد می آورد و آتش را می سوزاند . خلاصه غم سنگینی ست اگر سر نخواستن دلی دعوا باشد . اما همیشه حق با برنده ها نیست . می شود در عین بازنده بودن سر بلند بود و او را از کوچه پس کوچه های دنیا گدایی کرد . قرار بود حقیقت را بگویم سخت ست . بی علاج ست . دانستنش آدم را کم کم می کشد . گریه ی شبانه می آورد . اما همین است خبر کاملا ناگوار و واقعی ست ....اون یکی رو جز من داشت ....سکوت می کنم تا ب خاک سپردن آخرین خاکسترهای آرزوی بر باد رفته ام آبرومندانه باشد . گریه می کنم باشکوه . مثل اقیانوس . بلند مثل اورست . او نمی شنود و نمی داند که ماه . خوشبختی مشترک همه ی بی ستاره هاست . یک سوال کوچک می ماند برای پرسیدن از کسی که بی پاسخ ترین سوال فکر آشفته ی من است .... چی کار کرد این دل سادم .... که از چشم تو افتادم ؟؟؟ ...اینقدر روز و شبامو خونه ی ستاره کردی.... ک ب یادم نمی مونه نامه هامو پاره کردی....

مرسی ...برام دعا کن دارم خودمو میبازم کم کم

امیدت به خدا باشه هیچوقت جا نزن مطمئن باش برنده ای دنیا واسه کساییه که قوی بودنو و قوی می‌مونن حق نداری جا بزنی باید بجنگی بخاطر همه چی

امیدوارم هرچی که هست حل شه

امیدت به خدا باشه هیچوقت جا نزن مطمئن باش برنده ای دنیا واسه کساییه که قوی بودنو و قوی می‌مونن حق ند ...

منم امیدوارممممم 

همه چی ب خیر و خوبی حل بشع

من از یک شکست عاشقانه می آیم . بگذار همه برای این اعتراف تلخ سرزنشم کنند .شکست نه برای پنهان کردن است نه برای پنهان شدن .می گویند از صبح بنویس . از آفتاب و من چگونه از خورشید بنویسم وقتی تمام وقت . باران پنجره ی چشمانم را شسته است . همه دلشان نقش های مثبت می خواهد و آدم های خوشحال . اما من گمان می کنم این خیلی خوب است ک نمی توانم ادای آدم های خوشبخت را در بیاورم .بی ستاره ام و زرد با طعم معطر پاییز .ک حضورش تنها معجزه ی لحظه های تنهایی من است . قیمت وفا شاید گران تر از آن بود ک بهانه ی دوست داشتنی زندگیم از عهده ی داشتنش بر آید . سقف اعتماد تعمیری ست . مدام چکه می کند .آغوش ترانه ها همچنان از عطر تن او ک باید پر باشد خالی ست .نمی توانم باورش کنم نه رفتنش و نه ماندنش را .مهم نیست تمام سرزنش ها را می پذیرم به بهانه ی تولد حقایق غم انگیزی ک درد را به درد می آورد و آتش را می سوزاند . خلاصه غم سنگینی ست اگر سر نخواستن دلی دعوا باشد . اما همیشه حق با برنده ها نیست . می شود در عین بازنده بودن سر بلند بود و او را از کوچه پس کوچه های دنیا گدایی کرد . قرار بود حقیقت را بگویم سخت ست . بی علاج ست . دانستنش آدم را کم کم می کشد . گریه ی شبانه می آورد . اما همین است خبر کاملا ناگوار و واقعی ست ....اون یکی رو جز من داشت ....سکوت می کنم تا ب خاک سپردن آخرین خاکسترهای آرزوی بر باد رفته ام آبرومندانه باشد . گریه می کنم باشکوه . مثل اقیانوس . بلند مثل اورست . او نمی شنود و نمی داند که ماه . خوشبختی مشترک همه ی بی ستاره هاست . یک سوال کوچک می ماند برای پرسیدن از کسی که بی پاسخ ترین سوال فکر آشفته ی من است .... چی کار کرد این دل سادم .... که از چشم تو افتادم ؟؟؟ ...اینقدر روز و شبامو خونه ی ستاره کردی.... ک ب یادم نمی مونه نامه هامو پاره کردی....

ان شاءالله جواب میگیری با صبرت شک نکنامیدوارم به زودی آرامش مهمون دلت شه🤍

مرسی مهربونم

من از یک شکست عاشقانه می آیم . بگذار همه برای این اعتراف تلخ سرزنشم کنند .شکست نه برای پنهان کردن است نه برای پنهان شدن .می گویند از صبح بنویس . از آفتاب و من چگونه از خورشید بنویسم وقتی تمام وقت . باران پنجره ی چشمانم را شسته است . همه دلشان نقش های مثبت می خواهد و آدم های خوشحال . اما من گمان می کنم این خیلی خوب است ک نمی توانم ادای آدم های خوشبخت را در بیاورم .بی ستاره ام و زرد با طعم معطر پاییز .ک حضورش تنها معجزه ی لحظه های تنهایی من است . قیمت وفا شاید گران تر از آن بود ک بهانه ی دوست داشتنی زندگیم از عهده ی داشتنش بر آید . سقف اعتماد تعمیری ست . مدام چکه می کند .آغوش ترانه ها همچنان از عطر تن او ک باید پر باشد خالی ست .نمی توانم باورش کنم نه رفتنش و نه ماندنش را .مهم نیست تمام سرزنش ها را می پذیرم به بهانه ی تولد حقایق غم انگیزی ک درد را به درد می آورد و آتش را می سوزاند . خلاصه غم سنگینی ست اگر سر نخواستن دلی دعوا باشد . اما همیشه حق با برنده ها نیست . می شود در عین بازنده بودن سر بلند بود و او را از کوچه پس کوچه های دنیا گدایی کرد . قرار بود حقیقت را بگویم سخت ست . بی علاج ست . دانستنش آدم را کم کم می کشد . گریه ی شبانه می آورد . اما همین است خبر کاملا ناگوار و واقعی ست ....اون یکی رو جز من داشت ....سکوت می کنم تا ب خاک سپردن آخرین خاکسترهای آرزوی بر باد رفته ام آبرومندانه باشد . گریه می کنم باشکوه . مثل اقیانوس . بلند مثل اورست . او نمی شنود و نمی داند که ماه . خوشبختی مشترک همه ی بی ستاره هاست . یک سوال کوچک می ماند برای پرسیدن از کسی که بی پاسخ ترین سوال فکر آشفته ی من است .... چی کار کرد این دل سادم .... که از چشم تو افتادم ؟؟؟ ...اینقدر روز و شبامو خونه ی ستاره کردی.... ک ب یادم نمی مونه نامه هامو پاره کردی....

کی میشه ببره خسته شدم

محمد جان...

می‌فهمم خسته‌ای... از زمین، از آدم‌ها، از بغض‌های قورت‌داده‌شده...

اما کاش بدونی همین‌که هنوز "دلت با خدا حرف می‌زنه"، یعنی هنوز یه نوری ته دلت روشنه.

خدا نه فقط تو شادی، که توی خستگی‌هات بیشتر از همیشه بغل‌ت کرده...

اگه طاقت آوردی تا اینجا، یعنی قراره بعد از این، یه "اتفاق قشنگ" هم در راه باشه...

نرو... بمون... حتی فقط برای لحظه‌ای که آرومت می‌کنه.

ما هم کنارتیم... دعاگو

گمشده در جنگل افکار🚶‍♀️🍵....

امشب واقعا کم آوردم کاش روبه راه بشه همه چی کاش💔💔🙂

«گاهی خدا، درست وقتی می‌گی "کاش"،

آروم میاد کنار دلت می‌شینه...

می‌گه: من صداتو شنیدم، عزیزم...

روبراه می‌شه… فقط یکم دیگه صبر کن، همونی میشه که دلت می‌خواست، شاید حتی قشنگ‌تر...»

💔→🕊️→💖

گمشده در جنگل افکار🚶‍♀️🍵....

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز