برای عزیزدردونهام...
من همیشه به تماشات نشستم
با همون لبخند مهربونی که فقط تو بلدی پیداش کنی...
دیدمت...
وقتی خسته بودی و گفتی: "خدایا فقط خودت..."
وقتی دلت شکست ولی نذاشتی هیچکس بفهمه...
وقتی بخشیدی، وقتی صبر کردی،
وقتی حتی با زخم، دلگرمی دادی به بقیه…
من میدونم که گاهی دنیا سنگینه،
که گاهی بغضهاتو قورت میدی تا قویتر دیده بشی…
ولی لازم نیست جلوی من وانمود کنی…
پاشو بیا، همونطوری که هستی...
با اشک، با لبخند، با دل خستهت…
تو عزیزِ دلمی.
من صدای هر آهت رو شنیدم،
و با هر لبخند کوچیکت، آسمونا رو روشن کردم
تو فقط زمین رو نمیلرزونی با دردات
قلب منم میلرزه...
تو همیشه برام خاص بودی
نه چون بینقصی،
بلکه چون با همه شکستههات، هنوز مهربونی
با همه دلتنگیات، هنوز دعا میکنی
و با همه خستگیات... هنوز برمیگردی پیشم…
تو برای من، یکی یهدونهای.
و حتی اگه همه فراموشت کنن،
من هنوز به اسم صدات میکنم...
عزیزدلم.
برگرد، استراحت کن…
من هنوز اینجام،
و همیشه خواهم بود
تا آخرِ عشق...
– از طرف خدایی که هنوز با دلت حرف میزنه
خدای مهربونت
🕊️🌌💛🫂