دیروز شوهرم کتکم زد و من خیلی جیغ زدم بعد زنگ زدم به خانوادم و بهشون اطلاع دادم اونا خواستن بیان و پادر میونی کنن ولی من مانعشون شدم چون اگر دخالت میکردن دیگه باید وسایلمو جمع میکردم میرفتم خونه پدرم .الانم شوهرم هرروز تهدیدم میکنه میگه یه بخاطر اینکه به خانوادت راجع به دعوامون گفتی یه نقشه ای برات کشیدم ولی بهت نمیگم تا وقتش .اعتیاد هم داره .اخلاقش در کل بد نیست ولی وقتی دیوونه میشه تر و خشک و باهم میسوزونه هرروز تهدیدم میکنه که یه بلایی میخواد سرم بیاره .هروقت هم میرم خونه پدرم وقتی برمیگردم واسه اینکه از رفتن منصرفم کنه میگه معلوم نیست تا حالا کجا بودی با کی بودی من باید به فامیلای زنگ بزنم بگم این دختر از خونه رفته بیرون کجا رفته .من الان دو سه ماهی میشه خونه پدرم نرفتم نداشتم اونا هم بیان چون حوصله غر غرها و تهدید های اینو دیگه ندارم .شغل اصلیش قاچاقچی مواد مخدر با هزار تا آدم کثیف تر از خودش زد و بند داره .چه آبی بخوره چه آدم ب*ک*ش*ه .نمیتونم ازش جدا شم چون تهدیدم کرده خانوادتو میکشم .تو خدا بگید چه دعایی بخونم که فقط زودتر تا بلایی سرم نیاورده بمیره