امروز داشتم فکر میکردم اگه یه لحظه خدا به من یه اختیاراتی میدا به خیلیا کمک میکردم یعنی به من از اختیارات خودش میداد سرنوشت خیلیا رو عوض میکردم ولی باز گفتم حتما خدا چیزی میدونه که ما نمیدونیم باید تسلیم باشیم ولی دلم شکسته
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
چون جیره روزی شما همینقدره و مصلحتتون در همینقدر روزی هست ما طمع به روزی زیاد کردیم شروع کردیم به سکه فروختن دقیقا پنجاه میلیون اومد به حساب همون ثانیه پنجاه تومن و حتی بیشتر ازمون بالا کشیدن درس عبرت سد که به جیره اندکمون راضی باشیم شاید خدا اگه بهمون پول بیشتر میداد معلوم نبود چه اتفاقاتی واسمون میوفتاد