دو سال پیش یکی باهزار ترفند اومد توی زندگیم و اونقدرررر ادعای عشق کرد که پابندش شدم اونقدر که حس کردم تمومه همه چی خانوادشو اورد باهام اشنا کرد.خیلی کارا هم برام کرد اما توی هر بحثی همش بهم فشار و اضطراب اورد و پیر شدم حس میکنم الان دیگه نمیخوام بمونم بهم میگه کسی بهت اصرار نکرده باشی ادمی که هرروز ازم میخواست فقط بمونم باهاش و منو عاشق خودش کرد حالا حرف هربارش شده این.نمیخوام نصیحت کنید یا هرچی فقط نیاز داشتم چند نفر باهام هم درد باشن