هیچی یه آنچه گذشت نشون داد که فرزاد و اشکان چجوری با صدف و داداشش، این بازی و چیدن. داداش صدف، رفیق صمیمی فرزاد بود که تو گرجستان زندگی میکرد. اینا اومدن اونجا چندروز بمونن که سرفرصت بریزن سر شهرام. اونجا ماجرارو واسه این خواهر برادر تعریف کردن و صدف این نقشه رو کشید. گفت اموالش و بالا بکشم سهم خودم و داداشم و برمیدارم. ایناهم قبول کردن
درآخرم معلوم شد هانیه همون بیتا زن شهرامه. اشکان و فرزاد وقتی از دور دیدنش کوپ کردن طفلیا