هیچ وقت یادم نمیره😂😂😂😂
برگشت به مادر شوهرم گفت این دست ب هیچی نمیزنه اصلا کار نمیکنه امروز گفتم شما دارین میاین یکم مجبورش کردم کار کرد خیلی تنبله همین الان بهتون بگم فردا روز نگین نگفتین 🤣
شب بعدش هم شوهرم اومد خونمون بهش گفت این خیلی زبون دراز خیلی زیاد همین الان بهت بگم فردا روز نیای نگی چرا همون اول نگفتین😑😂
بعد شوهرم گفت این زبون درازه؟؟؟پس منو ندیدین😐😂
مامانممم گفت خب خوبه پس همینجور پسری لیاقتشه تا ادب شه بعد دیگه شوهرم داشت رفتار منو تحلیل میکرد
میگفت خاله این با من و تو اینجوره ها پیش بقیه یک ادم ساکت و مظلومیه مامانممم گفت اره همین ی اخلاقش بازم خوبه
(از اون روز ب بعد دیگه همسرم لال شد گفتم باز پیش مامانم مسخره بازی در بیاری دمپایی میاد دهنت)