من الان دقیقا تو اون شرایطم شما فک کن همه اطرافیان و دوستامونم همونجوری موندن و بهتر شدن و ما دایم پسرفت کردیم من روم نمیشه لهشون بگم
شرایطم خیلییییییی سخته دارن له میشم پسرم متوجه تغییرات شده ولی فک میکنه بخاطر خواهرش ک تازه بدنیا اومده اینجوریه ک ما رستوران نمیریم غذا از بیرون نمیگیریم مسافرت نمیریم و هرچی میخواد نمیتونم واسش بخرم
از اونور دوسامون میگن دیگه چرا نمیاید و بریم باهم نمیخوام بشون بگم نمیتونیم
از همه بیشتر احساسای پسرم داره اذیتم میکنه