2777
2789

واقعا ناراحتم و به عنوان درد دل مینویسم اینا رو

من از شهرستان اومدم تبریز دانشجو هستیم

تازه اومده بودم که گفتم برم رانندگی یاد بگیرم یه مربی خانوم پیدا کردم گقتم هزینه چقدره شرایط چطوره گفت ۳/۲۰۰ برای ۸ ساعت گفتم اوکی

گفت پول و زود بزن وقت بدم بهت گفتم باشه

پول و زدم گفت شنبه آینده بیا گفتم باشه

شنبه رسید حاضر شدم برم زنگ زدم که اومدم من گفت هنر جوم آزمون داره استرس داره میخوام پیشش باشم گقتم باشه چقدر خوب که به فکر هنر جو تون هستید گقت هفته بعد بیا

هفته بعد پیام دادم خانم فلانی اومدم گفت بابام. مرده نمیام منم گفتم خدا بیامرزه

سری بعد گفت ماشینم خراب شده میخوای بگم یکی دیکه بیاد بهت یاد بده گفتم نه خودت صبر می‌کنم

خلاصه گذشت که گفتم کی بیام کفت فلان وقت زد امتحانام شروع شد و مسافرت واحب پیش اومد و منم دو هفته اینا نرفتم (خودمم دیگه از بس شل کن سفت کن در آورده بود تنبلی کردم )خلاصه دو سه ماه بعد گفتم با خودم که کلاسن مونده پولم ندادی پاشو برو

پیام دادم نشناخت گقت کی هستی کلی مشخصات دادم گقت عهههه حالا خبر میدن گقتم سری پیش دیگه منتظر خودت موندم گقت نه خودت باید پیگیر میشدی گفتم باشه حالا چیکار کنم کفت الان کلاس شده ۴/۸۰۰ مابقی شو بزن بیا خلاصه منم گفتم جهنم و ضرر و  پول و زدم کفت از شنبه بیا رفتم وضعمو دید کفت خوبی صفر صفر نیستی

اما من تکمیلی هم دارم و دنده سه و چهار و دوبل و تو دوره تکمیلی یاد میدم میخوامم برم کربلا تا قبل اون تایمتو فیکس کن من دیگه فهمیده بودم این می‌خواد تیغ بزنه گفتم نه منم میرم مسافرت (قضیه مال اسفند ماهه)

و چهار ساعت با خانم آموزش رفتم که برای هر ساعت میفتاد ۶۰۰ت در حالی که بعدا پرسیدم همه جا ساعتی ۳۰۰/۳۵۰ بود

جلسه سوم رسید ساعت ۱۲ گمونم تایم داده بود منم اون تایم دانشگاه داشتم پیام دادم عزیزم جا به جا نمیتونی بکنی جواب نداد گفتم اشکال نداره میرم تموم شه بلکه

من رفتم جایی که قرار میذاشتیم دو ساعت ایستادم تو سرما هرچی پیام میدادم زنک میزدم بر نمیداشت اونجام شلوغ بود مردم نگاه میکردن که دختره اینجا چی می‌خواد کلی خجالت کشیدم اخرش برگشتم


شاد هستم  بامشاد 😐 

من دیکه عزمم و جزم کرده بودم برم کلاس و یاد بگیرم ماشین برونم هر طور که شده از رو عصبانیت دوباره دنبال مربی کشتم میخواستم تا عید یاد بگیرم خلاصه یکی رو پیدا کردم همون روز برای ساعت 3

سوار ماشین خانومه شدم خیلی خانوم خوبی بود حین رانندگی حرف پیش اومد منم قضیه رو گفتم ایشون ناراحت شد که این چه مدلشه دیگه و ایشون به اصرار من به اون خانوم پیام داد که من میخوام بیام آموزش شرایط چیه خانوم گفت ساعتی ۳۰۰😅😅😅

بعد بازم اون خانوم با شماره دیگه تماس گرفت و ایشون مجدد گفت ساعتی ۳۰۰یاد میدم (در واقع به گمون خودش با دو نفر حرف زده بود)

بعد همون حین من دوباره زنک زدم به اون خانوم که امروز چی شد با یه لحن بدی گقت تصادف کرده هنرجوم و نه معذرت خواهی نه چیزی !!!)

بمون هفته بعد

شاد هستم  بامشاد 😐 

بعد جالب بود همین مربی اولی که نیومده بود سر قرار به مربی دومی که پیام داده بود میخوام بیام آموزش گفته بود ساعت ۴ بیا 😓و‌خب اون خانوم گقت نه نمیتونم و خلاصه معلوم شد این مربی قشنگ سر من شیره مالیده

مربی دومی به اصرار من قرار شد اونو ملاقات کنه قرار شد من باهاش دوباره تایم کلاس فیکس کنم و خب با مصیبت یه تایم گرفتم (جواب نمیداد دیر جواب میداد میگفتم فردا بیام میگفت نه هی بهانه و ادا اصول )اخرش یه تایمی ازش گرفتم و با مربی دومی رفتم سر قرار

و واقعا عصبانی بودم و سرش داد زدم اونم گفت من پولتو نمیدم برو شکایت کن منم گقتم پس دزدی حتما و دو تا مربی باهم رفتن حرف بزنن منم راه ندادن

خلاصه دو ساعت رفتن

اومد مربی دومی گفت این زن بدبختیه فقیره خونش و دیدم کجاست و خلاصه دلش سوخته بود بهش مهلت داده بود که پولمو تا آخر فروردین میده (۴/۸۰۰گزفته بود برای ۸ ساعت که من ۴ ساعت رفتم و دوبرابر حساب کرده یود )

اما بهم گفت بهش حرفی نزن دیکه

اما اعتراف می‌کنم که منم آروم نگرفتم خیلی بهم توهین شده بود مخصوصا اون دو ساعت که تو خیابون مونده بودم بدون حتی یه عذر خواهی و رفتار های دیکه ش )

منم پیام دادم بهش که تو دزدی فکر کردی من خرم از شهرستان میام و ٫و اونم به مربی دومی کفته بود و اونم بهم گقت تو حق نداشتی بهش چیزی بگی من واسطه شدم و... منم گقتم اوکی چیزی نمیگم بازم دیدم تو وضعیت واتساپش حدیث از امام علی گذاشته خونم به جوش اومد پیام دادم که تو امام علی میشناسی که اونم شروع کرد چرت گفتن و گقت شکایت می‌کنم ازت ولی زود دو طرفه پاک و بلاک کرد

منم دیکه شماره شو پاک کردم و فراموش کردم

خلاصه گذشت تا اردیبهشت اومد و کسی بهم پول نداد

مربی دومی هم جواب نداد هرچی پیام میدم

(البته من عید. و به مربی دومی تبریک گفتم جواب نداد بعد آخرای فروردین پیام دادم که من فلانی عید و تبریک گفتم جواب ندادی گفت عید برای خانواده م بودم گوشی خاموش بود گقتم از اون خانم چه خبر جواب نداد

بعدم اردیبهشت شد هرچی پیام دادم کلا جواب نداد

شاد هستم  بامشاد 😐 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

نمی‌دونم کسی میخونه یا نه 

شاید که نه حتما تقصیر خودم بوده که بدون این که تحقیق کنم زود با یکی کلاس برداشتم 

ولی رفتار مربی دومی برام سنگین تر بود لاقل یه پیام میداد که به من ربطی نداره یا هرچی 

شاد هستم  بامشاد 😐 

خب

میدونم ته دلت یه غمی لونه کرده استرسشو داری این روزا هیشکی تورو نمیفهمه... انگار وسط یه اقیانوس تک و تنها گیر کردی.خواستم بگم خدا حواسش بهت هست میدونه حالتو فقط ازت میخاد قوی باشی همه چیو به خدا بسپاری بهش توکل کنی تمام سختیا و مشکلاتو بزار برای خدا کاریت نباشه اون بالای کاری نمیکنه ک تو اذیت شی..  شاید تو ندونی ناراحت شی ولی بعدا متوجه میشی یه خیری توش بوده پس غصته نخور اینجوری فقط خودتو عذاب میدی همون دختر سرحال و قوی همیشگیو راش بنداز نزار دشمنا بفهمن کم اوردی!!! خوشحالشون نکن.بهم قول بده یه قول واقعی ک از همین الان قوی ادامه میدی و توکل میکنی فقط به خدا نه هیچکسسسس دیگه.. خوشحال میشم توی کامنتا قول بدی😍مرررررسی ک خوندی امیدوارم حتی شده یه درصد متحول شده باشی و باعث بشم حالت بهتر شه و بتونی به خدا بسپاری همه چیو😘

خوب همین دیگه اشتباه بزرگت همین بود آموزشگاه بودی نه پولت سوخت میشد نه بازی میخوردی،میدونی مربی کدوم ...

اولی کلا آموزشگاه نیست ولی کارت مربی کری داره ولی دومی آموزشگاه هم هست و میدونم کجاست 

شاد هستم  بامشاد 😐 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز