ای خانه
ای چهار دیواری
ای که مانند قفسی
مرا مثل مرغی از هجوم گربهای میرهانی
من تو را دوست میدارم
و از بُهت شلوغی به تو پناه میبرم
در تو راز هاییست و تو رازنگهدار
مثل دفترخاطراتی در کنج دیوار
یا دلنوشته ای در زیر قالی
خانههای قدیمیمان را دوست میدارم
همانهایی که متروک شده اند
ولی خاطراتش در ذهن مانده اند
خانه متروکی که از کنارش رد میشوی و لبخند میزنی
عشق شاید در طبقه سوم خانه ای پنهان باشد
عشق شاید در یکی از طبقات خانه ای روبهروی دریا باشد
که دلتنگ اند از فراغ فرزند
عشق شاید در واحد 38 ام خانه ای باشد
که وقتی تنهایی تو را به سمت خود میخواند
آری،من به خانه میروم