قضاوتم نکنین یه بیچاره ای ام که دارم تاوان اشتباهم میدم خدانکنه کسی تو موقعیت من قرار بگیره خیلی سخته خیلی طولانیه متن ام حوصله داری بخون
دوسال تو رابطه ای بودم بعد طلاقم که مسموم بود میدونستم اما نمیتونستم ازش بیام بیرون.
مجنون وار شیفته شده بودم کتک میخوردم فحش میخوردم ازش . هر ساعت چک میشدم نکنه دارم خیانت میکنم بهش .
طوری شده بود اگه با فروشنده آقا حرف میزدم فکر میکردم دارم خیانت میکنم بهش
اما خودش با چند نفر بود میگفت وقتی باهاتم چیکار داری که با کی میرم بیرون اینا همه موقتن
اینا کم کم داشت تو ناخودآگاهم اثر میزاشت اما حالیم نبود
گریه میکردم دلم میشکست اما قدرت بیرون اومدن نداشتم
تا ۴ ماه آخر رایطه قطع و وصل میشد خودم فهمیده بودم دیگه کشش ندارم سعی میکردم دوباره برم بیرون با دوستام . اما ماه اول میترسیدم عذاب وجدان داشتم اگه بفهمه رفتم بیرون با دوستام ناراحت میشه .
اون اخرا هر سه چهار هفته همو میدیدیم و رابطه داشتیم .
تا اخرا مهر ماه بود خواستگار نسبتا خوبی اومد واسم .تصمیم گرفتم عاقلانه برم جلو . یک هفته ده روزی گذشته بود تا دوباره اتفاقی دیدمش بدنم شروع کرد رعشه رفتن اشکام سرازیر میشد میخواستم همه چی خواب باشه . اومد همو دیدیم و آخرین بار بینمون رابطه برقرار شد ۱۴ آبان ماه .
فردای اون روز از خواب بیدار شدم انکار تازه از خواب احمقانه بیدار شده بودم . از افکار خودم ترسیدم از نفرت و بی تفاوتی بهش ترسیدم از اینکه حالا اون پیگیر بود و من ازش فاصله میگرفتم ترسیدم
بعد مستقبم بلاک شد و شماره مو عوض کردم .
چسبیدم به خواستگارم. سعی کردم ذهنم رو کنترل کنم .به آینده فکر کنم.
گذشت و گذشت تا آخر دی ازدواج کردم .
تونسته بودم خودمو ببخشم. خودمو دوست داشته باشم
انگار زندگیم به آرامش رسیده بود تازه
امااااا دو هفته بعد ازدواج الکی الکی رفتم تست دادم میخواستم برم درمان تنبلی تخمدان ام .
مثبت شد بتا ۱۱۰ بود
شوهرم گفت هدیه خداست نگهش داریم .
ده روز بعدش رفتم سونو گفت فقط ساک بارداریه وجنین نیست ۵ هفته ای
هفته بعدش رفتم قلبش میزد .
و اما حالا وسواس فکری لعنتی که تا ۲ بار منو به خودکشی رسوند و شوهرم به دادم رسید رو بگم
یکماهه یه فکری اومده به سرم که این بچه شوهرم نیی و از اون آدم گذشته هست
چرا؟؟ چونمن تنبلی تخمدان داشتم بدون دارو پریود نمیشدم تقریبا .
قزص سیپترون کامپاند مصرف میکردم
از مهر ماه نامرتب میخوردم.
تنها چیز محوی که یادمه تو ذهنم اینه که یکبار پریود شدم بعد اون رابطه کذایی اما این وسواس فکریم زورش بیشتره و میگه نه تو پریود نشدییییی
اسپرم مونده تو بدنم و بعد دوماه تخمک فعال شده و بارداری صورت گرفته
میگم نه نمیشه ذهنم میگه چرا سونو ۲تا ۳ هفته بزرگ تر نشون میده پ؟؟؟ میگم بازم به دوماه نمیرسه و دوباره و دوباره ذهنم از اول میاد شروع میکنه
نزدیک ۲ میلیون هزینه دکتر و ماما دادم همه میگن اسپرم خیلی بمونه ۵ روزه .
مطمئن باش از شوهرته چون بتا ۱۱۰ یعنی دوسه هفته باردار هستی . نگران چی؟؟
ولی این وسپاس فکری امانم رو بریده
تروخدا اونایی که تجربه درمان وسواس فکری دارن بهم کمککننن