امروز ۳ /۴۰۴/۲
برای اولین بار تو عمرم اینقد گریه کردم ....
گوشیم که زنگ خود نخواستم جواب بدم چون میدونستم نمیتونم جلو بغضمو بگیرم ....
ولی با شنیدن صدای محرم اسرارم نتونستم ....بغضی که ۸ ساله دارم نگهش میدارمو شکستم ....گفتم از همه از غصه هام از دردام ....از قلبی که چیزی ازش نمونده ....گفتمو نفرینش کردم اون کسی که قلبمو له کرد .....تا الان دلم نمیومد ....ته دلم دوسش داشتم ....ولی امروز نفرینش کردم ...خدا حقه دلای شکسته رو خوب میگیره ...
وختی گف الان حالت خوبه گفتم آره بابا گریه هام رف تا ۸ ۹ ۱۰ ساله دیگه ....گف میدونم تو خیلی دل گنده ای ....خوشحالم که دارمش ....ممنونم از خدایی که این فرشته رو تو زندگیمون گذاش