دختر کلاس اولیم خیلی بد قلق بزور تکلیف مینویسه بزور غذا میخوره صبح ها با گریه ساعت ۸ میره مدرسه حوصله نظم رو نداره بیشتر کاراشو باید من انجام بدم ظهر که میاد خونه یک ساعت با لباس مدرسه میچرخه تو خونه غذا سرد میشه از دهن میوفته پا میشم میرم لباسو در میارم از تنش نیم ساعت لخت میچرخه تو خونه تا لباس بپوشه تا بره دست بشوره میاد بزور دولقمه میخوره بعد دراز میکشه پای سفره دراز کشیده در حد دو سه قاشق غذا میخوره
ثانیه به ثانیه اذیت میکنه
دیگه واقعا بریدم هرروز باهاش چالش دارم زندگی داره خیلی سخت میگذره
ویتامین و مکمل بهش میدم خداروشکر جسمی مشکلی نداره
دوسش داریم باهاش بازی میکنیم به نظراتش احترام میذاریم مشاور هم بردیمش ی مقطعی از بس پا نمیشد مشقارو بنویسه که بریم به نوبت مشاور برسیم دوسه نوبت رو از دست دادیم دیگه تصمیم گرفتیم نبریمش