دارم دیوونه میشم...خیلییییی خرره...یعنی تا ندیده باشیدش متوجه این همه بیشعوری نمیشید....به جایی رسونده که الان رفته زنگ زده مامانم داره دروغ راجع به من میگه...فقط از شدت حرص تو سرم میومد برم با سنگ بزنم فرق سرش بمیره.....
چون خدا هم داره میبینه این همه ظلم رو و کاری نمیکنه...خسته شدم....
میگه میخوام طلاقت بدم.میگم باشه....ولی میدونم تا آخرش میره و عالم و ادم و جمع میکنه و بچه ها و زندگیم و داغون میکنه و طلاق نمیده