بچها برادر زادم اتیسم طیف شدیده خیلی وضعش خرابه مدام خودشو میزنه محکم با دوتا دستاش میکوبه تو صورتش ، زیر چشماش صورتش کبوده کبوده جیغ میکشه قبلا بی قراری میکرد ولی کمتر بود الان چندماه کلا همینه فقط بره زیر پتو کسی کاری به کارش نداشته باشه ارومه
زن دادشم ول کرد رفت طلاق گرفت
دادشم وضعش معمولیه یه کارمند ساده اس
منم که هرچی خواستگار میاد چون شهر کوچیک تا میفهمن بچه مشکل دار داریم میزارن میرن خسته شدم مدام به خودکشی فکر میکنم حس میکنم هیچ اینده ای ندارم