منم مثل خودتم دوست ندارم
خواهر يدونه دارم كه باهاش رابطه اى ندارم در خد صحبت معمولى بيشتر ناراحتم ميكنه
نميدونم چه كسى چه حرفى بهت زدع
خيلى خيلى خيلى سخته و ميدونم كه چطور دارى اذيت ميشى چون منم خيلى حرف خوردم و از كاراى ديگران ناراحت شدم ولى با غصه خوردن چه چيزى قراره تغيير كنه جز اينكه فقط خودمو ازار دادم
جز اينكه موى سفيد تو موهام ديدم
منم ادم حساسى هستم خيلى برام سخته حرفها و كاراى زشت ديگران ، خيلى راحت هر كارى ميكنن هر حرفى ميزنن و ناراحت ميكنن
ولى من به خاطر ارامش خودم دارم سعى ميكنم ياد بگيرم اون ادم سابق نباشم براشون فقط به خودم اهميت بدم ، فاصلم رو باهاشون حفظ كنم ، بهشون اهميت ندم و فقط ارامش و خوشحالى خودم اهميت داشته باشه ، در اخر اونا هستن كه منِ سابق رو نخواهند داشت چون با رفتارعاشون منم ديگه قرار نيست اون ادم سابق باشم ، منم فكر خودمم و اينكه ناراحتيشون برام مهم نيست و فقط ميخوام به خودم و زندگيم اهميت بدم