خیلی سال پیش یه گدای بیشعوری اومده بود در خونه مامانم اینا گفته بود پول بده
مامان من از اونجایی که خیلی حواسش جمع هست (بر عکس من) و اصلا گول مظلوم نمایی نمیخوره(برعکس من)و پول الکی به شغال نمیده (برعکس من) رفته بود داخل برا گدائه یه پلاستیک برنج و یه دونه روغن مایع و یه مقداری قند آورده بود گفته بیا اینا رو بگیر
یارو ازش نگرفته و برگشته به مامانم گفته حضرت عباس به کمرت بزنه و فرار کرده😑
چندین سال بعدش مامانم همون گدائه رو توی یه پمپ بنزین دیده که ظاهرا ماشین بهش زده بوده و فلج شده بوده و افتاده بوده گوشه جایگاه به گدایی
مامان من خیلی مهربونه و اینجور مواقع خیلی ناراحت میشه اما گفت اونروز ناخودآگاه تو دلم گفتم ظاهرا حضرت عباس میدونسته کجا رو نشونه بگیره😅
حالا این حکایت همه گدا گشنه هاییه که تظاهر به گدایی میکنن
عاقبت همشون در بهترین حالت افتادن گوشه یه پمپ بنزینه در حالی که دروغشون راست شده🙌