هیچوقت حامیم نبود خونوادم همین خاهرم که جاریمم هست انگار نه انگار خواهرمه جاریمه
زبونی مثلا به دخترم محبت میکنه اما رفتاری و ظاهری اصلا
حتی چون همین خواهرم چند روز زایمانم کنارم موند ازقصد بچمو شیرخشکی کرد هی شیرخشک میگرفت میریخت حلق بچه تا من میخ.استم بهش شیرخودمو بدم به هزاربهونه از زیر دستم میکشیدش میبرد شیرخشک میداد
اصلا دوس نداره ذره ای من پیشرفت کنم بس که حسودع منتها من برعکسشم