داداشم 14 سالشه الان یه ساله گوشی خریدن براش قبلش با گوشی من بازی میکرد نابودش کرد قشنگ روزی 6 ساعت باهاش سنگین گیم میزد ب مدت چند سال ماهی هم 30 گیگ نت استفاده میکرد همه میگفتن نده گوشیتو بهش خراب میشه من دلم میسوخت بهش میدادم هیچوقت نه نگفتم بهش هیچوقتم نگفتم چقد نت استفاده میکنی یا گوشیم خراب میشه از وقتی خودش گوشی داره دیگه سمتم نمیاد فقط هات اسپات براش روشن میکنم ینی از نت من استفاده میکنه
حالا موضوع اینه که من گوشیم داغون شده دیگه چند سال ازش کار کشیده شده شبانه روز الان هنگ میکنه داغ میکنه شارژ خالی میکنه و اینچیزا برامم نمیخرن یکی دیگه میگن خرابش کردی 🙁 من بازم چیزی ب داداشم نگفتم ک تو بازی کردی خراب شده بلاخره خواهر بزرگترشم دلم نیومد چیزی بهش بگم
امشب تو جمع نشسته بودیم میخاستم کنکور ثبت نام کنم گوشیم هنگ کرد گفتم گوشیتو یه دقه بده برم نام کنم چنان الم شنگه ای راه انداخت که گوشیمو نمیدم و کار دارم و با گوشی من چیکار داری گفتم هنگه گفت ب من چه گدا برو یکی بخر 😭 همه جمع برگشتن سمتم اخه مگه بچس چرا انقد بیرحمه یادش رفته خودش گوشیمو داغون کرده همشون یادشون رفته
هیچیش نتونستم بگم فقط گوشیشو دادم دستش اومدم تو اتاق نشستم ی دل سیر گریه کردم بخاطر دل نازکی و سادگی خودم اینهمه سال هر غلطی دلش خواست با گوشیم کرد نابودش کرد هیچیش نگفتم حالا دراومده میگه به من چه گدا 😭 حتی الانم نتونستم هیچی بهش بگم لعنت به منی که همیشه فکر دیگرانم و همون دیگران باهام اینطوری میکنن
ببخشید زیاد نوشتم دلم پر بود