سلام دوستان با آقایی یه مدته دوستیم ۵ ماه هست توی شهر من شاغله و گاهی میره پیش خانواده ش همین که خانواده رو می بینه از این رو به اون رو میشه و من رو کلا فراموش می کنه نه زنگ میزنه و نه پیام میده
هی باید خودمو بهش یادآوری کنم اگه هم بهش زنگ بزنم شبش میگه که امروز سرمو درد آوردی چرا بهم مثلا دو بار زنگ زدی اگه سرم خلوت بود میزنم درحالیکه واقعا گاهی خیلی دلم براش تنگ میشه و مجبورم بزنم
این تعطیلات چند بار سر اینکه گفتم امروز حالی ازم نپرسیدی باهام کات کرد ولی خودش برگشت
امشب هم هیچ مشکلی نداشتیم یهویی شبش گفت حوصله ندارم باهات حرف بزنم منم گفتم چی شده؟
گفت این تعطیلات پدرم رو درآوردی هی میگی چرا حالمو نمی پرسی نمی پرسم که نمی پرسم و فلان...تو خیلی بچه ای و آدم روزی یه بار حرف بزنه بسه دیگه لازم نیست زنگ بزنی چند بار
در حالیکه دوستان زنگ من فقط ۳ دقیقه ست در این حد که سلام خوبی چیکار میکنی؟ باشه مراقب خودت باش خداحافظ بخدا در همین حده هر وقت نتونسته حرف بزنه گفتم فدای سرت ...همیشه دیگران رو ترجیح داده گفتم باشه من مهمونی بودم سیزده بدر بودم ولی بازم رفتم یه گوشه باهاش حرف زدم حالشو پرسیدم درحالیکه اون تا یکی رو میبینه منو فراموش می کنه
واقعا تقصیر منه؟؟؟
امشب پیش خودشم قسم خورد که نه زنگ بزنم بهش و نه پیام بدم ولی خودش دوست داشت خبر بگیره ازم
کارم خوب بود؟؟؟