همسرم ۹ ماهه فوت شده و من ماه نهم بارداری بودم یک دختر کلاس اول دارم خیلی سخته تجربه خیلی ها رو میخونم ولی وقتی دل دخترم برا باباش تنگ میشه خیلی ناراحت میشم شوهرم خیلی عادی صبح رفت سر کار و شب برنگشت،وقتی خواهرام و برادرام رو میبینم که کنار همسرشون هستن عجیب ناراحت میشم
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
چه کنیم خدااااا چجوری آروم بشیم من هرچقدر به خودم دلداری میدم زندگی همینه ولی باز دلم داره میترکه شم ...
من هشت سال تمام شده ولی فرقی با روز اول ندارم..دو سال کمتر میرم سر خاک چون بچه دار شدم..در واقع شوهرم نمیبره خودش میره من ناراحت میشم آخه دختر خود آدم ی چی دیگه ای اصلا من میخوام زاری کنم براش از این راه دور نمیچسبه ب وجودم..سرخاک چیز دیگه ای آرامش دیگه ای