امروز با خواهرم و شوهرش ودخترشو منو پسرم رفتیم دریا احساس میکردم تمام مسیر پسرم مثل همیشه اونجوری شیطون نیست بازیگوشی نمیکنه الان که اومدم خونه دارم فکر میکنم میبینم شاید به خاطر این بود که خواهرزادم میدید که باباش و مامانش کنار هم هستن و بچم غصه میخوره من فدایه قلبت بشم مادر
امشب به من میگفت مامان من بزرگ شدم برات خونه میخرم تا دیگه اسباب کشی نکنیم میگفت من کار میکنم تو دیگه کار نکن
❤️❤️
مادر فدایه تو بشه کاش میتونستم زندگی بهتری واست بسازم