والا خیلی بخشیدم خیلی...خیلی تلاش کردم...
هی چشم پوشی کردم هی خواهش کردم بیا درست کنیم زندگیمونو...هی با محبت ازش تعریف کردم گفتم دوستت دارم گفتم بیا اخلاقای همدیگرو که دوست نداریم بگیم به همدیگه بعد اونارو درستشون کنیم...ولی گوش نمیکرد
یه مدت پیش خسته شدم گفتم من دیگه میخوام برم به طلاق فکر میکنم اونموقع جدی گرفت و قول داد اخلاقشو خوب کنه الانم کامل نه ها ولی چنتاشو درست کرده ولی دیگه برام اهمیتی نداره...
من با خیلی از خانما صحبت که کردم گفتن شوهراشون خیلی اخلاق بد بدارن ولی خیلیاشونم از اخلاقای خوب شوهرشون گفتن و اینکه چقدر احساس خوشبختی دارن کنار همسرشون...
خانما دست خودشون نیست وقتی از کسی که عاشقشن ضربه میخورن میبخشن میبخشن ولی یه مدت بعد که هی تکرار شه دیگه سرد میشن و این دیگه درست نمیشه...