چندتا بچه گربه بودن از پارسال تو کوچمون.همش میومدن تو حیاتمون...زمستون که هوا برف بارونی بود.میومدن داخل سقف مطبخم...(یه قسمت سقف شیشه ای میدیدمشون)ما کاریشون نداشتیم.گفتیم گناه دارن بزار گرم بشن....تو کوچه هم اکثرا مردم دوسشون داشتن.بهشون غذای سالم میدادن....
دیروز دیدم.یه نفر به گوشت مرغ سم زده گذاشته براشون..همشون مرده بودن...خیلی دلم سوخت...فکرمیکنم کار طبقه بالا باشه...خانم بشدت از گربه بدش میاد...هردفعه اینا میومدن تو حیاط یا الاچیق به شدت وسیله پرت میکرد طرفشون.یا میدویید دنبالشون....من با اینکه پرنده دارم.تو حیاط صداشون میومد.کاریشون نداشتم...دیروز همسرم دید...یه گربه دیگه اومده...سرو صدا میکنه.برداشتت بردش تو پارک جلویی...اونوقت یسریا اینقدر راحت حیوون خدارو میکشن....