فقط خدا میدونه از درون داغونم یعنی ویرانم ده سال زندگیم تموم شده تمام زحماتم که کشیدم البته خودم میخوام جدا شم
البته خودم میخوام جدا شم ولی هم زمان اونور در حال جشن و عروسی و شادی هستن واسه برادرش
خدایا چه قدر صبور بودن سخته خدایا خیلی سخته خیلی
میدونم با صابران هستی ولی داغونم