برادرم از یه دختری خوشش میاد ولی خب ما خنثی هستیم . خوانواده دختره از لحاظ مالی و تحصیلی از ما پایین ترن .خانواده ما هم کارمندن هم شغل آزاد دارن ( مغازه و باغ و....) اما اونا فقط شغلشون آزاده . دختره قیافش خوبه صورت سفید و تقریبا بوری داره اگه اشتباه نکنم چشماشم رنگیه . برادرم ازش خوشش میاد ولی عاشقش نیست . هر چند که خالم مخالفه میگه چون خودمون سر شناسیم باید بریم از یه جای سر شناس و طایفه دار زن بیاریم ولی مامانم میگه هرچی که پسرم بخاد برادرمم نظرش پنجاه پنجاه هست . بنظرتون بریم خواستگاری ؟ شما اگه جای ما بودین چی کار میکردین؟
عزیزم شما حالا اول بیخود رو دختره بیچاره برچسب پرو نزار بزار یذرع بگذره بعد خاهرشوهر بازی در بیار☺️
یاد گرفتم هر اتفاقی که تو زندگیم افتاد رو با اغوش باز بپذیرم چون که با اتفاقایی که افتاد تو زندگیم بزرگ شدم همیشه هر راهیو که رفتم فقط برای بدست اوردن آرامش بود و شاید هنوز خیلی راه هست که باید برای بدست اوردنش برم ولی زندگی اینو بهم یاد داد تو این مسیر اگه هراتفاقی برام افتاد چه خوب وچه بد پا پس نکشم و قوی تر به راهم ادامه بدم. من با این تفکر خوشبختم💛✨برای متنفر بودن از کسانی که از من متنفر هستند اصلا وقت ندارم چون بسیار سرگرم دوست داشتن کسانی هستم که دوسم دارند🌸و قسم به اون روزی که بعد اون همه سختی بهم گفتی«دیدی مال من شدی»دوستت دارم🩵مامانِ رز🩷
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
برادرت اگه خیلی دلش زن میخواد خودش اصرار میکنه در کدوم خونه ای رو بزنیدنه اینکه بذاره بقیه براش دختر ...
داخل یه مجلسی بودیم بعد این دختر خانم با مامانش بود مادرش خیلی دور مادرم رو میگرفت بعدش به مادرم گفت عروس نمیخواین مادرم گفت هرچی قسمت باشه بعد اومد این موضوع رو گفت برادرم میگه دختره خوبیه ولی خب نظرش ۵۰ ۵۰ هس خالم هم اون شب بود میگه این خانمه از لحاظ مالی و... از ما پایین تره رو نگیرین الان مامان دختره باز مادرم رو دیده و مجدد موضوع رو پیش کشیده ما هم خنثی هستیم نمیدونیم بریم یا نه