سلام
آقا الان داییم خونمون بود و زنش و دو تا بچش
بعد من خاک بر سر به دلایلی رفتم تو اتاق و نیومدم بیرون
ب مامانم گقتم بگه با دوستش بیرونه
بعد اینا هیچی آخرسر که داشتن میرفتن
من خر لامپ خاموش کردم که نفهمن من اونجام
بعد فضولیم گل کرد گفتم بز تو پنجره یه نگاهی بندازم آقا نگاه کردم دیدم جلو در خونن دارن حرف میزنن در مورد ساختمون همین که من سرمو یکم بردم بیرون داییم و پسر داییم داشتن بالا رو نگاه می کردن یعنییی مردم و زنده شدم
یعنی دیدن ؟
اونا داشتن سرشونو میبردن پایین ولی چشاشون بالا بود
من تو اون لحظه نگاه کردم
خیلی زشت شد اگه دیده باشن
شما خودتون چه فکری میکردین اگر جای اونا بودین
خاک تو سر دیونم که نرفتم پیششون