اینایی ک گفتم خییییلی کوچیک و جزئی هستن ..
خلاصه قبل عید من کاشت مژه داشتم ساعت ۶..
طبق معمول مثل این که همون ساعت مادرشوهرم دخترشو میاره خونه ما زنگ میزنه ب من ..منم داشتم آماده میشدم متوجه نشدم..بعدشم انقد حواسم پرت شده ک یادم رفته زنگ بزنم بهش..
رفته همه جارو پر کرده ک من رفتم در خونه پسرم..عروسم خونه بوده درو باز نکرده😐
نمیدونم اصلا اومده در خونه یا نه.. یا تایمی اومده ک من رفتم برا کاشت..کلی خجالت کشیدم پیش خاله ها و اقوام شوهرم😔 برا همشون توضیح دادم ک بابا من نبودم اون تایم اگ اومده..
منم ب خاله شوهرم گفتم برو بگو کاش با خودم حل میکردی مشکلو نه که مث بچه ها بری پیش بقیه گله و شکایت کنی