منم یه هم اتاقی مجرد سن بالا داشتم تو خوابگاه ک هم خرج میکرد واسم هم مثل خواهر بزرگ تر بود خیلی دلسوز و اینا بود منم چون بابام مخالف دانشگاه رفتنم بود تو شهر غریب هر بلایی سرم میومد بهشون نمیگفتم ک نگه رفتی دانشگاه درس بخونی یا غلط دیگه چون میدونستم من سرزنش میشم هستین تعریف کنم همه چیو؟