سلام آقا هستم،
خانمهای محترم
عذر میخوام که وارد سایت زنانه شما شدم،
اما مسئلهایی ذهن من رو درگیر کرده که فکر میکنم نظر شما میتونه به من کمک کنه،
من الان ۲۱ سالمه و دانشجوی فرهنگیان هستم(داشنجوی فرهنگیان نیروی رسمی آموزش و پرورش هست و بعد از فارغالتحصیلی بدون سربازی مستقیم باید بره سر کار درس بده)، و ۲۴ سالگی فارغالاتحصیل میشم، اولش فکر میکردم که همینکه فارغالتحصیل شدم برای ازدواج اقدام کنم و همون سال فارغالتحصیل شدنم ازدواج کنم، اما جدیداً با نظرات و حرفهای متفاوتی روبرو شدم که میگن اگه بخواهی بدون هیچچیزی و صرفا با حقوق ناچیز معلمی ازدواج کنی دیگه نمیتونی پیشرفت کنی و تا آخر عمر برای تامین مخارج زندگی باید درجا بزنی، و بهترین کار این هست که کمی خودت رو جمعوجور کنی و ۲۷یا۲۸ سالگی به بعد بهش فکر کنی، و اما بیاید دو مورد رو بررسی کنیم:
مورد اول که ازدواج در ۲۴ سالگی هست که خوب در اون سن چیز خاصی جز حقوق کم معلمی ندارم و همسرم اگه شاغل باشه اوضاع کمی بهتره و اگه نباشه باید خیلی چیزها رو تحمل کنیم، بدون ماشین زندگی کردن که باعث میشه هرجایی دلت بخواد نتونی بری، باجیب خالی هر چیزی دلت خواست نتونی بخوری و هرچیزی دلت خواست نتونی بپوشی و در کل زندگی در اون شرایط یک سری محدودیتهایی رو خواهد داشت که هردوطرف باید تحمل کنیم، اما اگه خوشبینانه نگاه کنیم و طرف مقابل هم درکت کنه و همراهی کنه میشه زندگی خوبی رو داشت و حتی اگه دو نفر باهوش باشن میتونن پیشرفت کنن و یک زندگی خوب برا خودشون جور کنن،
اما مورد دوم که ۲۷یا۲۸ سالگی به بعد هست طبعاً یک چیزی برای خودم جمع کردهام و زندگی کمی بهتر خواهد بود.
حالا نظر شما چیه؟
ضمنا نه رل دارم و نه دوست دختری و کلا نداشتم.
و اینکه از شرایط روحی خودم بخوام بگم این هست که وقتی در خیابان یا بازار هستم و میبینم دختر و پسری در کنار هم راه میرن با کلی حسرت نگاه میکنم و بعد به خودم میگم اشکال نداره، تحمل کن، صبر کن زمانش هم برای تو خواهد رسید
(شاید بعضیها بگن این خیلی بچهبازیه که الان داری بهش فکر میکنی، حالا چه عجلهای هست صبر کن ببین اوضاع چی میشه، اما راستش به دلیل اینکه در یک سری شرایط خاص خانوادگی که قرار دارم، نیاز دارم که الان تکلیفم رو بدنم
و لطفا اینکه چرا الان بهش فکر میکنم غضاوتم نکنید، بجاش راهنمایی کنید. )