مامانم ده سالی هست فوت کرده این به اصطلاح خاله و دایی تا دو سه سال پیش خیلی باهم خوب بودیم. خواهراو برادر خودمم با اینکه مادر نداریم خداروشکر پیشرفت خوبی تو زندگی و تحصیلات داشتیم حالا از دوسال پیش که من عقد کردم خاله بزرگم به بهانه های مختلف بین ما و دایی ها و خاله ها دعوا انداخته. خودش دوتا دختر داره از همه لحاظ خوبن. از همون قضیه دیگه رابطمون با این خاله کمرنگ شد. امسال تابستون برای عروسی بردارم اومد چه ابروریزی راه انداخت. امروز خواهرم زنگ زد گریه میکرد گفت خاله باز گفته ما پشت سر دخترش حرف زدیم گفتیم طلاق گرفته و خرابه ما هم از همه جا بیخبر. اخه ما با اونا کاری نداریم ای خدا
کاش مامانم بود حداقل ازمون دفاع میکرد