سلام
دیدم از داستانای زندگی استقبال میشه
گفتم داستان زندگیمونو بذارم
داستان ما اینه که داریم زندگی میکنیم توی سیل حوادث و اتفاقای ناگوار... آسمون خسیس شده...یه قطره آب به زمین نمیریزه ولی ما دست و دلباز شدیم! حسابی شیر آبو باز میذاریم....
واسه بچه هامون از جون و دل مایه میذاریم و هیچس براشون کم نمیذاریم تا زندگی خوبی داشته باشن ولی به این فکر نمیکنیم یه زندگی خوب بدونِ آب یعنی یه زندگی بد!
خواهش میکنم بیاین یه فکری بکنیم
شاید انچنان موثر نباشه ولی حداقل دلمون خوش باشه یه کاری کردیم!!
بیاین دعا کنیم بارون بیاد... به دین و مذهب و مسلمون و مسیحی و غیره نیست...همین که انسان باشیم بسه واسه اینکه از خدا بخوایم بارون بیاد
😞امروز رفتم بیرون دلم گرفت از این آفتاب...یه دونه ابر هم تو اسمون نیست...
ای که دستت می رسد کاری بکن😞