من خودم دوست خانوادگیمون بودن رفت و آمد داشتیم البته از استان های مختلفیم
چندین ساله دوست خانوادگی هستیم
اون اولا برام زیاد مهم نبود یعنی بی تفاوت بودم
تا اینکه ۱۹سالم اینا ک بود برای عید اومدن شهر ما میدیدم هی نگاه های خیره میکنه بهم نگاه هاشام خاصه
مادرش رو بگو ( مادرشوهرش) همیشه محبت میکرد بهم و کلا دور ورمو میگرفت نگو از همون موقع ک بار اول دیده بود منو زیر سر داشته واسه شوهرم
ی عشق دو طرفه شکل گرفت ولی اون چیزی نمیگفت تو رفتارش نشون میداد منم ک کلا مغرور بودم اصلا ولی از درون نگممم😭😂
دیگه سرم ی دعوا کرد همونجا بهم اعتراف کرد یکی دوسال دوست بودیم بعدم ک همچی رسمی شد و ازدواج کردیم بماند ک ۳بار اومد خواستگاریم