اینو از منی بشنو که مثل تو بودم
شرایط شما نمیدونم ولی منم روز به روز به غلط کردن افتاده بودم که بااین مرد وخانواده اش وصلت کردیم
ولی الان خداروشکر گذشت اون زمان و به مرور درست شد
به مرور همو شناختیم
به مرور خانواده اش و شناخت
فهمید با طرفداری از خانواده اش داره زندگی خودش متلاشی میکنه
و خانوادهاش هم از وقتی از خونشون رفتیم دست از سرمون برداشتن(طبقه بالاشون میشستیم)
گذشت
و الان اطرافیانم حسرت خوشبختی منو دارن