منم تا وقتی ۱۵ ۱۶ سالم بود همین فکرو داشتم و دائم بحث داشتم باهاشون که چرا انقد محدودم میکنن
ولی وقتی ی کوچولو بزرگ تر شدم خودم رفتم دست مامانمو بوسیدم که تو اون سن و سال حساس منو ول نکرد و حواسش بهم بود
وگرنه امکان داشت الان منم مث هر دختر دیگه ای ک عکسش پخش میشه و استرس میکشه
یا هر دختر دیگه ای ک دوست ناباب داشته و خودشم بدبخت شده، بیچاره شده بودم
منظورم سختگیریهای الکی نیس ک فلان لباسو نپوش یا آرایش نکن
منظورم اینه ک تحت کنترل بزرگتر باشی ب نفعته تو اون سن
پ.ن الان ۲۰ سالمه