بچه ها من خانواده شوهرم بدون اطلاع من رفتن تالار رزرو کردن تالاری که خیلی بزرگ بود تعداد مهمونای ما هم کم
منم زنگ زدم به خواهر شوهرم گفتم چرا منو نبردین من عروس بدی نبودم اذیتتون نمیکردم اگه منو میبردین باهاتون راه میومدم
بعد به بردار شوهرم گفتن
ولی به هر دو خیلی محترمانه
ولی متاسفانه شوهرم جلو خواهرشوهر زنگ زد باهام داد و بیداد کرد و منم ک نمیدونستم پیش خواهرشه حرفایی زدم که نباید.
و حالا شخصیتی که تو ۱ سال و نیم واسه خودم تو خانواده شوهر ساخته بودم به کل خراب شد
آخر تالار به حرف من شد
ولی الان از این بابت خیلی ناراحتم چون وقتی از دید خانواده شوهرم نگاه میکنم یه دختر لجباز و عصبی دیده میشم
دیگه دلم نمیخاد عروسی رو
دیگه دلم نمیخاد خانواده شوهرمو ببینم
از طرفی هم میدونم اگر ببینمشون نباید نشون بدم پشیمونم که بعده ها دائما بکوبن تو سرم
نمیدونم چیکار کنم
اگه تا عروسیمون خانواده ش دور هم جمع شدن به من زنگ زدن برم؟
خیلی خجالت میکشم از دیدنشون