امشب وقتی همسرم از بیمارستان(سرکارش) اومد سورپرایزش کردم..
اولش که خیلی شوکه شد چون اصلا فکرشم نمیکرد الان بچه دار شیم ، هی میگفت دروغ نگو و حوصله ندارم و چرا عین این بلاگرا شدی و..😂
بعدش که کمکم دید جدیه دیگه اشکش در اومد کلی گریه کرد(همسرم خیلی احساساتیه چون توی بچگی مامان و باباش از هم جدا شدن و اینا)
ولی واقعاً از اینکه چه واکنشی قرار بود نشون بده میترسیدم اما انگار خودشم بدش نمیومده که توی این تایم بابا بشه..😁
خلاصه که ما مامان و بابا شدیم 💪🏽