تا بحال کسی گل نخریده بود برام
پسر بچه دست فروشی که کنار مجتمعی که توش کار میکردم کفی کفش میفروخت و هواشو داشتم دیشب اومد تو مجتمعی که توش کار میکنم و این گلا رو داد بهم
ی حس عجیب بهم دست داد
گفت اینارو برای تو گرفتم آجی
بغلش کردم
با خودم فک کردم که این اولین باریه که یکی قدردانی میکنه ازم و اولین باریه که گل برام میخره:))
