سلام
نمی دونم دنیا چجوریه که همیشه باید یه ور قضیه لنگ بزنه .
تا اونجایی که من یادمه خانوما شاکی ان که شوهراشون به بیراهه می رن و حواسشون به زندگی نیست ، اما داستان من برعکسه ،
امشب قلبم شکست وقتی پسر ۱۰ ساله ام گفت که وقتی سرکاری ، دیدم که مامان یواشکی تو تراس سیگار می کشه ،جواب بچه ام رو چی بدم ، چه دلیلی براش بیارم ، من ورزشکارم حتی اهل قلیون هم نیستم اما ....
من نماز می خونم و روزه می گیرم
ولی تنهام ، افطار و سحر ، چون خانومم نه روزه می گیره و نه نماز می خونه ،
در صورتی که وقتی رفتم خواستگاریش هم با حجاب بود و هم مذهبی ...