هممون تو بچگی و نوجوونی یه کارایی رو واسه آخرین بار انجام دادیم درحالی که نمیدونستیم آخرین باره 🙂
یه بار واسه آخرین بار رفتیم تو کوچه و با دوستامون بازی کردیم ، یه بار واسه آخرین بار با دخترعمو و دخترعمه ها جمع شدیم خونه پدربزرگ و تا صبح حرف زدیم و خندیدیم ...
یه بار واسه آخرین بار با رفیق صمیمی مون از ته دل حرف زدیم و دیگه بعد اون کسی همدم مون نشد...
یه بار بار تو عروسی فامیل با بچه ها رقصیدیم و بازی کردیم و شاباش جمع کردیم درحالی که اصلا نگران لباس و آرایش نبودیم..
یه بار تو حیاط خیس از بارون مدرسه با دوستامون دویدیم و جیغ کشیدیم و شادی کردیم...
شما هم بگین از آخرین بار هایی که نمیدونستین آخرین باره🥲
بمونه به یادگار