2777
2789

توروخدا هر کی میتونه برام دعا کنه دکتر فردا تو سونو بگه بچت قلبش نمیزنه ،من مثل سگ پشیمونم از بارداریم از اینکه باز گول شوهرمو خوردم و فکرکردم ادم شده و گزاشتم باردار بشم ،دلم داره میترکه از ته قلبم دیگه این بچه رو نمیخام 😭خدایا گوه خوردم از این مرد بچه اوردم تو یبار برام خدایی کن 😭😭😭

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

نگو اینجوری اون بچه چ گناهی داره

نمیدونم چرا یهو خام شدم و با اینکه میدونستم زندگیم مفتشم گرونه از این ادم بدرد نخور گزاشتم باردار بشم کاش فردا چشممو باز کنم ببینم درسته بازم بدبختم و تواین خونه ولی این بارداری خواب و خیال بوده فق‌ط

نگو عزیزم خدا رو شکرش کن


من از خدامه بچه دار شم😔

حتی اگر همه چی بد باشه فقط دلم میخاد بچمو بغل بگیرم

شکر کن بابت این نعمت🥺


شوهرته ، انتخابته ، سعی کن تحملش کنی ، سعی کن کنار بیای ، فقط سکوت کنی

منم جدیدا یاد گرفتم فق ساکت شم ، به هیشکی نگم ، وقتی اینجا کسی جز خودتو نداری💔

نگو عزیزم خدا رو شکرش کنمن از خدامه بچه دار شم😔حتی اگر همه چی بد باشه فقط دلم میخاد بچمو بغل بگیرمش ...

اره میدونم مادرشدن ی نعمت بزرگ میدونم باید شاکر باشم میدونم خیلیا تو حسرتشن ،میدونم دارم ناشکری میکنم ،ولی خیلی سخته  بدونی طرفت ادمیه که ی عمر خودت عذاب داد بعدشم با وجود اون بچه میخاد بیشتر عذابت بده ،مثل ی اشغال باهام رفتار میکنه الانکه من تو دوران بارداریم هستم باورت میشه مادرش اورده من ازش مراقبت کنم بمن میگه کیسه برنج بردار بیار مامانم ببینه برنج چی خریدم ،که ی لحظه مامانش پا نشه سرپا خودش ببینه ی زنگ بمن نمیزنه ببینه حالم چطوره به مادرش زنگ میزنه منو خود میکنه اینا کارای کوچیکشه مت از همچین مردی اخه بچه چرا اوردم من میخاستم مادر بشم ولی امثال شوهر من لیافت پدر شدن و ندارن 

نگو عزیزم خدا رو شکرش کنمن از خدامه بچه دار شم😔حتی اگر همه چی بد باشه فقط دلم میخاد بچمو بغل بگیرمش ...

تقصیر خودمه مامانم از اول که رفتار و کارا شوهرمو دید گفت این مرد زندگی برات نمیشه طلاق بگیر،گفتم مامان چه راحت حرف از طلاق میزنی سخته گفت میدونم سخته ولی با این ادم پیر میشی ،رفتیم زیر ی سقف بارها خوردم کرد اذیتم کرد گفت جداشو قبل اینکه بچه بیاری گفتم نمیتونم زشته کلی جهاز بردم پولای که اونهمه سال با کارگری جمع کردم و دادم جهیزیه الان دیگه چطور برگردم ،هزار بار گفت پس هواست باشه بچه نیار ازش تا واقعا مطمعن نشدی همیشه میگفتم عمرا ازش بچه بیار م ولی نمیدونم یهو چطور خامش شدم چطور سست شدم چرا اخه منکه چندسال دیدم این ادم نیست چرا عقلم انقدر نابوده  لعنت بمن و بی عقلیام که زندگیمو تباه کرد تا ابد

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   bano_deli  |  10 ساعت پیش
توسط   اشرشیاکلایبدبخت  |  21 ساعت پیش
توسط   moeinipoor  |  20 ساعت پیش