2777
2789
عنوان

شما جای من بودید چیکار میکردید

39 بازدید | 1 پست

خانواده شوهرم ادمای زبون بازی هستن و بلدن چطوری با زبون مار رو از سوراخ بکشک بیرون من تو نانزدی و عروسی سر مسائلی و زخم زبونای خواهر شوهر و مادرشوهر ناراحت بودم فاصله گرفتمِ و اتفاقا تاثیر مثبت داشت و حالا با بیان بهتری باهام حرف میزنن و در رفتارشون محافظه کار شدن که نکنه ناراحت بشم از اول عروسیمون اصرار داشتن نزدیکشون زندگی کنم شوهرم پاره وقت کار میکنه امروز مادرشوهرم زنگ زده که هر وقت اومدی شهر خودمون بیا خونه خودم شبم پیش خودم بخواب هر وقتم دلت خواست به خونه خودت یا مامانت سر بزن انقدرم با سیاست حدف میزته هر کی ندونه میگه فرشته سک ولی وقتی اوما اکن روشونو یکبار نه اکنم چندبار بهت نشون میدن تو نیفهمی اون چیزی که واقعا نشون میدن نیستنو من میدونم که اگه زیربار برم تا عمر دادم باید تک همه کارم دختالت کنن اوایلم تلاش کردن بیاد با ما زندگی کنه البته غیرمستقیم  من رو ندادم و حالا میگن من برم اونجا البته از اولم میگفتن هربارم یه کاری متراشه مثل سبزی و نون و چرت و پرت و له شوهرم میگه زنت بیاد ایکنارا رو بکنه ولی من نمیرم این درحالیه که دخترای خودش اینکارا رو نمیکنن

همینطوری ادامه بده با فاصله و‌محترمانه خودت خونه داری شهرشون برو خونه خودت بعد برو بهشون سر بزن و برگرد 

من اینجا حقیقت رو میگم نه چیزی که دوست داری بشنوی  درخواست دوستی به هیچ وجه پذیرفته نمیشود حتی شما دوست عزیز 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792