انقد دلم برا مامانم تنگ شده واقعا خوش به حال اونایی که مامان دارن هنوز دلم میخواد صبح که میخوام برم مدرسه بیاد صدام کنه برام لقمه بزاره و ناهار و شام درست کنه یه بار دیگه صدام بزنه و بغلم کنه واقعا اگه دارید خیلی خوش بختید
مامان ببخشید نمی دونستم اخرین باره میبینمت. ولی من دلم پر میکشه واسه اینکه یه بار دیگه ببینمت. دل تنگ چهره ای هستم که نمیدانم خاک با او چه کرده است.دنیایی که مادرم رو در نوجوانی از دست دادم قشنگ نبود و قشنگ نخواهد شد
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
ممنونم خدا مادر توروهم بیامرزه بنظرم باز درد بی مادری سختتره و دردناکترخدا بهت صبر بده بتونی بگذری ...
واقعا خیلی سخته من فقط مامانمو داشتم بابام که الانم اذیتم میکنه روزی نیست از دستش گریه نکنم داداشمم که معتاده اصلا دیگه کسی نیست هوامو داشته باشه یا نگرانم باشم بابام که از خداشه بمیرم راحت باشهذ
مامان ببخشید نمی دونستم اخرین باره میبینمت. ولی من دلم پر میکشه واسه اینکه یه بار دیگه ببینمت. دل تنگ چهره ای هستم که نمیدانم خاک با او چه کرده است.دنیایی که مادرم رو در نوجوانی از دست دادم قشنگ نبود و قشنگ نخواهد شد
مامان ببخشید نمی دونستم اخرین باره میبینمت. ولی من دلم پر میکشه واسه اینکه یه بار دیگه ببینمت. دل تنگ چهره ای هستم که نمیدانم خاک با او چه کرده است.دنیایی که مادرم رو در نوجوانی از دست دادم قشنگ نبود و قشنگ نخواهد شد
تاپیکاتو خوندم حقیقتا خیلی دلم برات سوخت خیلی شرایط سختی داری با ایشالا گفتن هم کاری نمیشه از پیش بر ...
مرسی اره خب خیلی سخته چی بگم واقعا برای توصیف حالم هیچ کلمه ای نیست که بخوام بگم
مامان ببخشید نمی دونستم اخرین باره میبینمت. ولی من دلم پر میکشه واسه اینکه یه بار دیگه ببینمت. دل تنگ چهره ای هستم که نمیدانم خاک با او چه کرده است.دنیایی که مادرم رو در نوجوانی از دست دادم قشنگ نبود و قشنگ نخواهد شد
خوبه خداروشکر من که فکر نمیکنم به جایی برسم خانوادم اصلا براشون مهم نیست
خودت باید برات مهم باشه که با زندگیت چی کار کنی. حتما یه مهارتی یاد بگیر. که بتونی با دستات کارکنی مثل آرایشگری مثل خیاطی. درست رو خوب بخون انشالله دانشگاه میری و مدرک میگیری. هر رشته ای که خوندی به تناسب مهارت لازمش رو یاد بگیر مثلا اگه نرم افزار داره یاد بگیر. خدا خودش حواسش به همه هست
دختری رو میشناختم که پدرش معتاد بود و بد دهن . کلا بچه هاش رو ترک کرده بود فقط گاهی میومد آبروریزی و فحاشی بعد میرفت. مادر هم مریض بود . یه خواهر کوچیکتر هم داشت . این دختر از همه سختیها و سنگهای سر راه پل ساخت . اول رفت کامپیوتر یاد گرفت اون موقع تعداد کمی بلد بودن بعد شروع کرد همون رو آموزش دادن. هر چیزی یاد میگرفت معلم میشد. در نهایت آنقدر توانا شد که خواهرش رو هم حمایت کرد الان زندگی دوتاشون خوبه خواهر کوچیکه نقاش شده