من یه هفته از نامزدم راضیم یه هفته نا امید نا امید
به هفته دوستش دارم یه هفته اصلا خوشم نمیاد ازش
نمیدونم چرا اینطور شدم،
اوایل خودم راضی نبودم به این وصلت ولی پدرم اصرار داشت که خانواده خوبی هستن
ولی خودم ته دلم راضی نشده صدرصد
یه جورایی به اجبار پدرم عقد کردم ولی خب الان دارم متوجه میشم که خانواده زیاد خوبی نیستن، خاهر برادرا باهم اوکی نیستن
خونه فامیل اصلا نمیرن ، فرهنگ خوبی هم ندارن، قدیمی هستن
و.....
دوستام و فامیل رو میبینم ازدواج های عالی داشتن نمیدونم چرا من اینطور باید بشم
پدرم نه گذاشت توی خونش ارامش داشته باشم و نه ادم مناسبی رو گذاشت انتخاب کنم که در اینده ارامش داشته باشم و خوشبخت