من منطقه محروم بزرگ شدم با کلی محدودیت و آزار و اذیت توسط خانواده. الانم دمه کنکورمه پدره فلان فلان شدم و خاهره گو.ه تر از پدرمم شدیدن رو مخمن
منی ک موقعی م مدرسه میرفتم محدودت ترین بودم پدره بیشرفم مدام بهم میگفت تو اتاق نرو گوشی نگیر دست زندگیمو گرفته بود. الان خاهره بیشرفم هرکاری میکنه هیچی بهش نمیگن همش گوشی پول همه چیز بهش میدن من اون موقع هیچی بهم نمیدادن الانم نمیدن. نفش کشیدنشون راه رفنتشون صداشون همه چیزش رو مخمه. حتی پول اینو نمیدن من بعد ماه ها ۱بار برم بگردم برم شاد باشم قیافه نحسشونو نبینم. خیلی متنفرم از وجودشون آرزو دارم مرگه پدر و خاهرمو ببنم حقه این حاله بدم آزارمو ازشون بگیره خدا
خاهره عوض.یم ۷سال از من کوچیک تره راهنماییه وقتی فک میکنه همسن منه😐فک میکنه با من برابره😐 من حتی یه مدادم بخرم حسودی میکنه میگه باید واسه من ۱٠تا بخرن. من یه وقتایی میزنم به سیم آخر دلم میخاد هرجور شده بمیرن بمیرن بمییییرن ک راحت شم بخدا زندگی کردن برای این بی لیاقتا زیادیه
از یه طرف درس میخونم تلاش میکنم تو اتاق ولی صدای گوهه اینا مدام آزارم میده مدام حواسم پرت میشه مدام حالم خراب میشه دلم میخاد برم یه صنگ بردارم تا میتونم بزنمشون انقد ک اذیتم نمیدونم چیکار کنم. همش میگم موقته میگذره ولی این سختگیری نکردن از اون در صورتی ک واسه من دنیارو آخر کردن کل زندگیم شد تروما. گریه کتک. واسه اون آسون میگیرن خیلی حالمو بد میکنه😔درصورتی ک اون هزار تا کار خراب میکنه ولی من اون موقع هیچکاری نکردم باز آزارم دادن.