2777
2789

سرهنگ ساندرز یک روز در منزل نشسته بود که در این میان نوه اش آمد و گفت : بابابزرگ این ماه برایم یک دوچرخه میخری؟

او نوه اش را خیلی دوست می داشت ، گفت: حتماً عزیزم، و حساب کرد ماهی ۵۰۰ دلار حقوق بازنشستگی می گیرد و حتی در مخارج خانه هم می ماند.

سرهنگ ساندرز شروع کرد به خواندن کتاب های موفقیت. در یکی از بندهای یک کتاب نوشته بود: قابلیت هایتان را روی کاغذ بنویسید.

او شروع کرد به نوشتن، تا اینکه، دوباره نوه اش آمد و گفت: بابا بزرگ داری چه کار می کنی؟
 پدربزرگ گفت: دارم کارهایی که بلدم را می نویسم.
 پسرک گفت: بابا بزرگ بنویس مرغ های خوشمزه هم درست می کنی.

درست بود؛ پیرمرد پودرهایی را درست می کرد که وقتی به مرغ ها میزد مزه مرغ ها شگفت انگیز می شد.
 او راهش را پیدا کرد. پودر مرغ را برای فروش نزد اولین رستوران برد اما صاحب آنجا قبول نکرد، دومین رستوران نه، سومین رستوران نه، او به ۶۲۳ رستوران مراجعه کرد و ششصد و بیست و چهارمین رستوران، حاضر شد از پودر مرغ سرهنگ ساندرز استفاده کند.

امروزه کارخانه پودر مرغ کنتاکی در ۱۲۴ کشور دنیا نمایندگی دارد.
 اگر در آمریکا کسی بخواهد تصویر سرهنگ ساندرز و پودر مرغ کنتاکی را بالای درب رستورانش نصب کند، باید ۵۰ هزار دلار به این شرکت پرداخت کند.

دعا کنید لیاقت پیدا کنم شهید گمنام بشم

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792